تبلیغات
هیبت - او را با کسی مقایسه نکنید! {مارادونا}


او را با کسی مقایسه نکنید! {مارادونا}

یکشنبه 4 دی 1390  08:39 ب.ظ


نوع مطلب :ورزشی  ،بیوگرافی  ،


 دنیای فوتبال دنیای شایعه و اخبار حاشیه ای است. اصلاً خیلی ها پول می گیرند که شایعه بسازند و خیلی ها هم پول می گیرند که شایعات را تکذیب کنند! درست مثل دنیای رایانه که عده ای ویروس می سازند و از این راه به ثروت می رسند و عده ای دیگر هم ویروس کش درست می کنند تا جلوی خراب شدن سیستم ها را بگیرند. شاید اگر یک فوتبالیست در دنیا باشد که شما بخواهید نام او را در صدر فهرست حاشیه سازان قرار دهید، او کسی نخواهد بود جز دیه گومارادونا. اسطوره جنجالی فوتبال که پس از حدود نیم قرن زندگی پر فراز و فرودش کلی جنجال و حاشیه به وجود آورده و از این بابت روزنامه ها و نشریات را حسابی فعال و از سوی دیگر حتی آن هایی که به فوتبال هیچ علاقه ای هم ندارند را سرگرم کرده است تا جایی که پدر بزرگ مرحومش نیز از او بانام «آلادانا» یاد می کرد!


جام جهانی 1990 بازی ایتالیا و آرژانتین در مرحله نیمه نهایی؛ جایی که دیه گومارادونا در مقابل ستارگان پرفیس و افاده لاجوردی پوش ایستاده بود و می کوشید از سد میزبان عبور کند. تلویزیون ایران نیز پس از مدت ها این رقابت ها را درست وحسابی پخش می کرد البته با اندکی تاخیر (45 دقیقه)! بزرگ ترها نشسته بودند پای فوتبال و برو بچه ها هم داشتند کادوهای جشن تولد پسر دایی را باز می کردند و خلاصه جشن کوچک خانوادگی بر پا بود که اسکیلاچی در دقیقه 17 توپ را از خط دروازه سرخیوگویگوچه آ عبور داد. صدای فریاد گزارشگر جشن تولد را نیمه تمام گذاشت. مارادونا ناراحت بود و سعی می کرد که به تیمش روحیه بدهد. ورزشگاه سن پائولوی بندر ناپل، یعنی همانجایی که مارادونا برای تیم ناپولی افتخارات بسیاری آفریده، غرق در شادی بود وحدود 60 هزار هوادار بالا و پایین می پریدند. بچه ها از این که مارادونا دارد می بازد ناراحت بودند و کسی برای ادامه جشن تولد راغب نبود! هر طور بود، همزمان با ادامه بازی جشن تولد هم ادامه یافت. کانیگیا در دقیقه 67 بازی را مساوی کرد و در ادامه این هم تیمی های مارادونا بودند که رفتند فینال، اما اگر بخواهیم 10 اتفاق مهم زندگی دیه گو آرماندومارادونا را بشماریم، جام جهانی 1990 در آن جایی نخواهد داشت، هر چند که می گویند رفتن او از ناپولی در پایان فصل 91-1990 ماحصل شکست دادن تیم ملی ایتالیا در جهام جهانی و پاپوش هایی که برای او دوخته شده بود.


عدم دعوت برای حضور در جام جهانی 78
 

نخستین حضور مارادونا در تیم ملی به سال 1977 باز می گردد، زمانی که در 27 فوریه 1977 در بازی با مجارستان به میدان رفت، اما هیچگاه از سوی سزار لوییس منوتی برای حضور در تیم ملی حاضر در رقابت های جام جهانی 1978 دعوت نشد. منوتی می گفت، او جوان است، اما مارادونا خودش معتقد بود که باید در فهرست سرمربی جایی نیز برای او در نظر گرفته می شد. به هر حال آلبی سلسته در جام جهانی 1978 و در حالی که میزبان بود، عنوان قهرمانی را بدون مارادونا به دست آورد. دیه گو که منتظر ناکامی ملی پوشان آرژانتینی بود تا جای خالی خودش را به رخ منوتی بکشاند، از این موضوع شوکه شد؛ اما بعدها و پس از قهرمانی در جام جهانی 86 مکزیک اعلام کرد که اگر تیم ملی 86 با تیم ملی 78 بازی کند، قطعاً پیروز می شود! بدین ترتیب او دق و دلی هایش را این گونه خالی کرد.


ناجوانمردی
 

تیم ملی آرژانتین در جام جهانی 1982 درخشش خوبی نداشت. این بار دن دیه گو به تیم ملی دعوت شده بود. منوتی دلش می خواست این جوان جویای نام تیمش را به فینال برساند، اما خب چنین امری محقق نشد. آرژانتینی ها به عنوان تیم دوم از گروه خود به مرحله بعدی رفتند که در آن زمان به صورت گروهی برگزار می شد. در این مرحله آرژانتین با برزیل و ایتالیا همگروه شد که شکست 2 بر یک مقابل ایتالیا و متعاقب آن باخت 3 بر یک برابر برزیل کار آلبی سلسته را یکسره کرد. مارادونا برای نخستین بار در جام جهانی توانست گل بزند و البته با یک حرکت جنجالی چهره ای منفور از خود بر جا بگذارد. او در دقیقه 85 بازی تیمش مقابل برزیل که آخرین دقایق حضور آرژانتین در جام جهانی 1982 اسپانیا بود، با لگدبه شکم ژوآئو باتیستا داسیلواکوبید و از زمین بازی اخراج شد.


ورود به بارسلونا
 

جهام جهانی 1982 اسپانیا، فرصت ایده آلی بود که مارادونای جوان خود را به جهانیان نشان دهد. او با رکورد 5 میلیون پوند به بارسلونا نقل مکان کرد و جالب اینکه یک سال بعد سزار لوییس منوتی هم سر مربی بارسا شد! مارادونا در بارسلونا به بازیکنی بی بدیل تبدیل شده بود. البته در این تیم با مشکلاتی هم روبه رو شد. ابتدا اینکه بیماری هپاتیت اش دردسر ساز شد وبعد هم در یک بازی بر اثر تکل خشن آندونی گویگوچه آ پایش شکست و مدتی خانه نشین شد.


اوج فوتبال باشگاهی
 

خیلی ها ناپولی را با نام مارادونا می شناسند و مارادونا را در ناپولی شناختند. درخشش خیره کننده او در ترکیب فیروزه های بندر ناپل هیچگاه از اذهان پاک نخواهد شد. او در سال 1984 و با قراردادی 9، 6 میلیون پوندی رکورد دیگری را جابه جا کرد و در ایتالیا به یک اسطوره پر آوازه تبدیل شد. آرایشگر مخصوصش با هزینه او از آرژانتین به ناپل می آمد و موهایش را اصلاح می کرد. آن قدر خودروهای جور و واجور خریده بود که پارکینگ منزلش دیگر جایی برای اتومبیل های دیگر نداشت. دوستان صمیمی اش در هر فروشگاهی که می رفتند و خرید می کردند، پرداخت فاکتور را به دیه گو محول می کردند و با این کار مغازه دار را خوشحال! او در ایتالیا پادشاهی می کرد و البته این باب طبع خیلی ها نبود. خاصه مافیایی ها که اصلاً دوست نداشتند یک آرژانتینی بیاید در کشورشان و کم کم به یک پدر خوانده تبدیل شود. با این حال حضور دیه گو در ایتالیا دردسرهای بسیاری را هم برایش درست کرد که صد البته خودش مقصر اصلی تمامی ماجراها بود.

دست خدا
 

ماجرای جزایر فالکلند و جنگ انگلستان و آرژانتین بر سر مالکیت آن را حتماً می دانید. جام جهانی 86 مکزیک با نفرت آرژانتینی ها از انگلیسی ها آغاز شد و دست بر قضا 2 تیم در مرحله یک چهارم نهایی به هم رسیدند تا مارادونا با دست آن گل معروف را به ثمر برساند و اسمش را بگذارد؛ «دست خدا». این گونه بود که او جنجال های تازه ای را بر پا کرد. سربابی رابسون فقید، سر مربی وقت انگلستان در پاسخ به جمله معروف مارادونا گفت: «این دست شیطان بود». جام جهانی 1986 با قهرمانی مارادونا (آرژانتین) به پایان رسید. اسطوره 5 گل مهم و سرنوشت ساز زد تا تیمش برای دومین بار در تاریخ قهرمان جام جهانی شود.

خداحافظ ناپل
 

سال 1991 سال تیره روزی های دن دیه گو بود. خیلی ها می گفتند ایتالیایی ها به خاطر جام جهانی 1990 از دست او شکار هستند و دیگر تحمل دیدن ریختش را ندارند. ایتالیا پس ازجام جهانی 1990 برای مارادونا به جهنم تغییر شکل داد. دیگر هیچ کس دن دیه گو را دوست نداشت؛ حتی دوستانش. ماجرای رسوایی اخلاقی از یک سو و مصرف کوکائین از سوی دیگر باعث شد که محرومیتی 15 ماهه برایش در نظر گرفته و دیه گو با خفت و خواری مجبور به ترک سرزمین چکمه ای شود.

پایانی در عرصه ملی
 

جام جهانی 1994 برای مارادونا خیلی زود تمام شد. او پس از بازی دوم تیم ملی آرژانتین مقابل نیجریه به دلیل مثبت اعلام شدن آزمایش دوپینگش از مسابقات اخراج شد این در حالی بود که آرژانتین شروع بسیار خوبی داشت و یونان و نیجریه را 4 بر صفر و 2 بر یک شکست داده بود. دیه گو در بازی مقابل یونان گل سوم تیمش را به ثمر رساند. پس از این حادثه تیم ملی آرژانتین با 2 باخت پیاپی مقابل بلغارستان و رومانی از گردونه رقابت ها حذف شد. مارادونا بعد از این اتفاق حرف های بسیاری علیه ژائوهاوه لانژرئیس برزیلی فدراسیون جهانی فوتبال زد که البته هیچ کدام فایده ای نداشت. او مقصر این ماجرا را شخص رئیس وقت فیفا می دانست. حتی در یک جمله معروف گفته بود: «پاهایم را می برم و به موزه هدیه می دهم»!


نخستین نشانه های اعتیاد
 

گفته می شود که مارادونا اواسط دهه 1980 میلادی به مصرف کوکائین رو آورد. او زمانی که در بارسلونا هم کوکائین مصرف می کرد و در روزهای پایانی حضورش در ناپولی شرایط به گونه ای شده بود که دیگر نمی توانست آن هنر نابی که داشت را رو کند. اعتیاد امانش را بریده و همه چیزش را از بین برده بود. روز چهارم ژانویه سال 2000 برای تعطیلات به اروگوئه رفته بود که شرایط عمومی اش رو به وخامت گذاشت. او را به مونته ویدئو منتقل کرده و یک راست به ICU بردند. پزشکان در بیان علت بیماری گفتند که عضلات قلب دیه گو دچار آسیب شده است. بعدها نمونه هایی از کوکائین در خون مارادونا هویدا شد که او را مجبور کرد در این خصوص توضیحاتی ارائه کند. پس از این هم دیه گو برای ترک اعتیاد آرژانتین را ترک کرد و به کوبا رفت و دم خور فیدل کاسترو شد. در حالی که خیلی ها تصور می کردند مارادونا اعتیادش را ترک کرده و پسر سر به راهی شده است، روز هجدهم آوریل سال 2004 به دلیل وخامت حال عمومی در ICU بیمارستانی در بوینس آیرس بستری شد. گفته شد دلیل این مشکل، مصرف بیش از حد کوکائین بوده است. برخی ازپزشکان او را جواب کردند و همین موضوع باعث شد بسیاری از فوتبال دوستان در اطراف بیمارستان تجمع کنند. آن ها واقعاً نمی خواستند اسطوره فوتبال شان به این زودی ها از دنیا برود. با تمام این احوالات دیه گو روزهای بسیاری را در ICU گذراند و سرانجام به سلامت از بیمارستان خارج شد و صراحتاً اعلام کرد که دیگر دور کوکائین را خط کشیده وسراغش نخواهد رفت.


بازگشت به فوتبال ملی
 

برای مارادونا هیچ چیز بهتر از حضور در زمین فوتبال نبود. این شانس را هم خولیو گروندونا رئیس اتحادیه فوتبال برایش فراهم کرد. نتایج نه چندان درخشان تیم ملی آرژانتین در بازی های انتخابی جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی باعث شد تا مسئولان قید باسیله را بزنند و مارادونا را روی نیمکت مربیگری تیم ملی بنشانند. ریسک بزرگی بود، اما دیه گوبه یکی از آرزوهای بزرگ فوتبالی اش رسید؛ مربیگری در تیم ملی آرژانتین.

 

جام جهانی 2010 ثابت کرد مارادونا نمی تواند هدایت یک تیم ملی توانمند را بر عهده داشته باشد. شاید هم اصلاً او برای مربیگری ساخته نشده باشد. 3 هفته پس از کنار رفتن تیم ملی آرژانتین از رقابت های جام جهانی 2010 آن هم با نتیجه خرد کننده 4 بر صفر مقابل آلمان، اتحادیه فوتبال او را بر کنار کرد تا دوران حضور اسطوره به عنوان سر مربی در تیم ملی آرژانتین به پایان برسد. پایانی غم انگیز برای کسی که دوست دارد همیشه بهترین باشد.
منبع: نشریه تماشاگر، شماره 41




نوشته شده توسط: سجاد | | نظرات () 

برچسب ها: مارادونا ، مربیگری مارادونا ، مارادونا دربارسلونا ، بارسلونا ، آرژانتین ، تیم ملی آرژانتین ، زندگی نامه مارادونا ،
به اشتراک بزارید: فیسبوک | کلوب | یاهو | گوگل | توئیتر | بالاترین | گوگل بوک مارکت | گوگل باز | دیگ | یاهو مسنجر | تکنوراتی | دلیسوز | فرند فید |
یه دوست خیر خواه
دوشنبه 21 بهمن 1392 12:39 ق.ظ
سلام دوست گرامی من ! وبلاگ زیبایی دارید. از این پست تون هم خیلی خوشم اومد خوشحال میشم به وب منم یه سر بزنی کلیپ های جالبی میزارم هاااا ! اگر هم خواستی تبادل لینک کنی منو با اسم دانلود کلیپ لینک کن بعد به من بگو تا سه سوته لینکت کنم قربانت فعلا !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر